بومی گرایی یا سیاه نمایی؟
ماجرای جنجالی استعفای رئیس اداره ارشاد شهرستان مرودشت و انتخاب سرپرست موقت این اداره بحث روز محافل مرودشت می باشد و ذکر این نکته که مدیر سابق اداره ارشاد مرودشت فردی سالم و توانمند بوده و هست واقعیتی است غیر قابل انکار که نمی شود به سادگی از آن گذشت و بی شک دوستداران فرهنگ در شهرستان مرودشت همیشه قدردان زحمات این مدیر عزیز و شریف بومی هستند. به هر صورت پرداختن به این که در آن کارگاه آموزشی چه گذشت و آیا اینکه حمزه علی زاده تاوان اشتباهات خود را پس می دهد یا لودگی برخی از حاضران در آن جلسه بحثی است که نیاز به تفکر و تفحص بیشتری دارد هرچند که کارگاه مذبور در قالب یک کارگاه آموزشی برگزار شد اما بر اساس شنیده ها روند جلسه و کارگاه طوری بوده است که خط قرمز ها را رعایت نکرده و انتشار فیلم این جلسه در محافل سیاسی استان و حتی کشور بازتاب بسیار زیادی داشته و نهایتا فشار حاکی از چنین برنامه ای باعث نشان دادن درب خروجی اداره ارشاد مرودشت به علیزاده بود و او قربانی داستانی شد که شاید مقصر اصلی و کامل آن نبود و امیدواریم این فیلم به صورت محرمانه و در آرشیوها بماند و روزی سر از سایتها و مطبوعات بیگانه درنیاورد که بخواهد بساط شادی دشمنان قسم خورده این نظام را فراهم کند به هر صورت و با حاشیه های ایجاد شده آقای علیزاده از مدیریت ارشاد مرودشت رفت تا به نوعی مدیریت یکی از مدیران بومی از دایره مدیریت در شهرستان حذف شود و حال بحث به این نقطه رسید که جایگزین حمزه علیزاده کیست ؟ و چه شرایطی باید داشته باشد؟
در فراخور ذهنی مردم مرودشت و اکثر ایرانیان انتخاب مدیر بومی همیشه ارزشمند بوده است و مردم در اکثریت شهرهای ایران اعتقاد دارند که مدیرانشان باید از همان شهرو استان باشد و شاید خواسته مردم بی منطق نباشد چراکه مدیر بومی امتیازهایی دارد که از جمله آن آشنایی با محیط تحت ماموریتش می باشد و دیگر احتیاجی به صرف زمان جهت آشنایی با پتانسیلها و مشکلات ساختاری و فرهنگی آن مجموعه ندارد و لطف دومش این است که بعد از دوران ماموریت و مدیریتش در ان شهر حضور داشته و همچنان باید پاسخ گو باشد با ذکر این مقدمه بحث را به انتشار مطلبی در یکی از هفته نامه های مرودشت می برم جایی که آنها انتخاب مدیر غیر بومی برای اداره ارشاد مرودشت را نقطه ای سیاه در کارنامه نماینده مردم مرودشت در مجلس شورای اسلامی دانسته و از آن به شکستی دیگر در پروند نماینده مجلس یاد کرده است اما نکات جامانده ازذهن نگارنده این مقاله که شاید به صورت احساسی اورا وادار به نگارش چنین مقاله ای کرده است به شرح گفته می شود. اول اینکه طبق اخبار واصله از منابع خبری موثق انتخاب سرپرست برای اداره ارشاد مرودشت یک انتخاب موقتی است و در پی رد درخواست 4 گزینه مرودشتی از طرف مقامات شهرستان صورت گرفته است و دوم اینکه تحت اثر جواب منفی این 4 گزینه اداره کل ارشاد استان با درخواستی ازنماینده و فرماندار می خواهد تا زمان تعیین مدیر اداره ارشاد مرودشت فردی را به صورت موقت در مدیریت این اداره و تحت عنوان سرپرست موقت به کار می گمارد و قرار بر این شده است که ظرف 2 ماه آینده و پس از بررسی های لازم و چانه زنی های سیاسی مدیریت این اداره مشخص شود و امیدواریم گزینه های بومی همچون 4 نفر گذشته دست رد بر در خواست مقامات شهر نزنند و امیدواریم اینچنین شود اما نکاتی که در پس پرده این مقاله به ذهن می رسد قابل تامل است و اینکه چرا نگارنده مطلب تلاش کرده است تا با سوق دادن انتخاب یک مدیر غیر بومی در ذهن مخاطب ، شکستی دیگر برای نماینده جدید بسازد؟ و چرا 3 سال پیش که سردمداران فعلی این نشریه در تیتری که در روزنامه عصر مرودشت با عنوان " مرودشت بهشت غیر بومی هاست" در آن اشاره ای به نماینده وقت نکردند و آن را شکستی برای او ندانستند؟ قصه وقتی جالب تر می شود که مشاهده می کنیم در طی سالیان گذشته همواره اتفاقات اینچنینی در مرودشت روی داده اما به یاد نداریم در انتقادات و به این صراحت عملیات تخریبی علیه یک نماینده مجلس روی داده باشد.و اگر بخواهم حجت را بر مخاطب مقاله ام تمام کنم به سراغ مقاله اول این نشریه در دو شماره قبل از آن که در اقدامی مشابه انتخاب رئیس دانشگاه علوم و تحقیقات را نیز یک شکست برای نماینده دانستند می برم و سوال ما از جریان حاکم بر این نشریه این است که چرا در 8 سال گذشته که مدیران سابق علوم و تحقیقات از نوشتن نام مرودشت در ذیل نام دانشگاه خود داری کردند و مدیر این دانشگاه اصلا خود را موظف به حضور در شورای اداری مرودشت نمی دانست آن را به نقد نکشیده و از آن به شکستی برای نمایندگان وقت یاد نکردند؟ مگر غیر از این بود که هزینه خرید این دانشگاه از محل درامدهای دانشگاه آزاد مرودشت تامین شد؟ مگر غیر از این است که واحد علوم و تحقیقات اصفهان را با نام علوم تحقیقات خوراسگان اصفهان می نویسند؟ مگر نه اینکه دوستان ما بومی گرا هستد و حس مرودشت پرستی در آنها بسیار قوی است؟ به نظر می رسد هنوز برخی این انتخاب قاطع و مردمی را بر نمی تابند و همچنان شوکه هستند و به دنبال معجزه ای می گردند که بتوانند زمان را به عقب برانند تا تدبیری دگر اندیشیده و طرحی نو بسازند. و دیگر اینکه در همه شهر های ایران مدیرانی هستند که اهلیت آن منطقه را نداشته اما به کار گرفته شده و موفق هم بوده اند اما لطف بزرگ مدیریت بومی ضمن آنچه اشاره شد این است که اگر میسر نشد می تواند اسباب سیاهنمایی سیاه نمایان را فراهم کند و نکته قابل ذکر در مورد ماست!
هرچند که ماهیت وبلاگ صبح فردوسی در ایام انتخابات در بی طرفی از کاندیداها ثابت شد و امروز کسی نمی تواند انگ و وصله ای به ما بچسباند اما باید اشاره کنم ما همان وبلاگی هستیم که از تخریب مهندس قبادی در داستان آزاد راه شیراز اصفهان و تقدیر از موضع عباس اورنگ در عدم حمایت از کاندیدایی خاص در ایام انتخابات دفاع کرد و تریبونش را در اختیار آقای شبانپور در برنامه صندلی داغ وبلاگ صبح فردوسی قرار داد و امروز حسب وظیفه و شناخت فضایی که علیه نماینده منتخب شده است نسبت به واکاوی قضیه پرداخته است
بدون شرح