کسی از رفتگران شهرداری  تشکر کرد؟

قشر همیشه فراموش شده!!!

 

انتخابات تمام شد و با همه خوب و بدهایش به اتمام رسید و یک نفر به بهارستان رفت و مردم به خانه ها بازگشتند شبهای مرودشت و ارسنجان و پاسارگاد در هفته ها و روزهای گذشته خیلی سرد بود و هر یک از کاندیداها تعداد زیادی از کارتها و تراکتهای تبلیغاتی را چاپ و در دسترس عموم قرار میدادند و بیشتر ما هم بلافاصله پس از مطالعه ان را کف خیابان پرت میکردیم البته این یک واقعیت در فرهنگ ماست  و کتمانش ....

گفتند هلند رفتگر ندارد اولش فکر کردم که باید شهرهایش خیلی کثیف باشد اما کلاغها خبر اوردند که مردم در ان کشور غربی و مستکبر طوری رفتار کرده اند که شغل رفتگر از سیستم شهرداری انها حذف شده است  ای بر پدر و مادر استمعار لعنت !!!

خوب برگردیم همون مرودشت خودمون  جایی که رفتگر زحمتکش دو روز بعد از انتخابات هنوز داشت از تو جوی فاظلاب تراکت ها و کاغذها را جمع میکرد یک لحظه صدایش بلند شد <<ای بر پدرو مادر ادم نفهم لعنت اگر فکر زحمت انداختن ما نیستند پس نمیتونند چشمهای کورشدشون را باز کنند و ببیند اسم یکی از معصومین و ائمه روی این کاغذ چاپ شده اون کاندیدای فلان فلان شده نمیفهمه که این اسامی مقدس و مبارکه نباید همینجور پای قیافه منحوسش کف خیابان بیفتد چرا همه جور و همه چیز را وسیله و ابزار قرار میدهند؟>>

با شنیدن صدای رفتگر یادم اومد که ای داد بیداد خود ما هم با این همه ادعا ی پفکی اصلا یادمان به این بندگان خدا نیست  و اصلا بعضی از ماها این کاغذها را نخونده پرت میکنیم توی جوب و خیابون غافل از اینکه یه کاندیدای نسبتا محترمی اسم ائمه  اطهار را هم وسیله قرار داده که وارد مجلس شود به هر صورت کل این متن یک نکته داشت و ان این است که شاید نتونیم جلوی کاندیداها را برای عدم چاپ اسماء متبرکه بگیریم و شاید نتونیم فرهنگ عمومی جامعه مان را حالا حالاها عوض کنیم اما سوال اینجاست که بعد از این همه بگیر و ببند نمیتونیم یه تشکر خشک و خالی از این قشر زحمتکش داشته باشیم؟